تبليغاتX
آران و بیدگل دروازه کویر ایران

در توفان زندگی با خدا بودن 

بهتر از نا خدا بودن است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 13:23  توسط سجاد صادقی آرانی | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 7:41  توسط سجاد صادقی آرانی | 
 
با سلام. این هم یه داستان در مورد مادر و مهر مادری.
 
چه خوبه فقط تو این چند روز به فکرمهر و محبت مادران خود نباشیم و همیشه قدر دان زحماتشون باشیم
 
منم این روز را به همه مادران و خانوما (مخصوصا مامان خودم)تبریک میگم و میگم که
                                  
روزتون مبارک
      
 
ساعت سه شب بود که صدای تلفن  پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود.

  پسر با عصبانیت گفت:

      چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

  مادر گفت:

      ۲۵ سال پیش تو همین موقع مرا از خواب بیدار کردی. فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.پسر از این که دل مادرش رو شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.

صبح سراغ مادرش رفت وقتی داخل خانه شد مادرش رو پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت.

مادر دیکر در این دنیا نبود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 17:57  توسط سجاد صادقی آرانی | 
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه اي خراب شد.  مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را
  به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»   
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و 
آنجا را ترك كرد. 

چند سال بعد
  ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . 
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.

صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم
  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»   
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم
  اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همينطور بايد تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»

مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 23:8  توسط سجاد صادقی آرانی | 
1- اعتماد سازي سالها بطول مي انجامد، اما ممكن است در عرض چند ثانيه از ميان برود.

2- در اين دنيا اهميت ندارد كه چه چيزهايي داريد، بلكه اين مهم است كه چه كسي را در زندگي خود داريد.

3- هنگامي كه خود را با ديگران مقايسه ميكنيد در واقع ارزش وجودي خود را زير سوال ميبريد. ما همگي افرادي بي همتا و منحصر بفرد ميباشيم.

4- شما ميتوانيد كاري را در يك لحظه انجام دهيد كه تا پايان عمر موجب پشيماني و اندوه شما گردد.

5- براي رسيدن به شخص آرماني و ايده آل خودتان به روندي مادام العمر نياز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:42  توسط سجاد صادقی آرانی | 

این هم عکس هایی از کردستان هستش که با هیئت کوهنوردی رفته بودیم.خیلی خوش گذشت

جاتون خالی.فقط ابن رو بگم که کردها آدمای خیلی با حال و خون گرمی هستن .حتما برید اونطرفا

خیلی قشنگه......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:52  توسط سجاد صادقی آرانی | 

PHOTO SADEGH


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 6:27  توسط سجاد صادقی آرانی | 
موسي مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهير آلماني، انساني زشت و عجيب الخلقه بود. قدّي بسيار كوتاه و قوزي بد شكل بر پشت داشت. موسي روزي در هامبورگ با تاجري آشنا شد كه دختري بسيار دوست داشتني به نام فرومتژه داشت. موسي در كمال نااميدي، عاشق آن دختر شد، ولي فرمتژه از ظاهر و هيكل از شكل افتاده او منزجر بود. زماني كه قرار شد موسي به شهر خود بازگردد، آخرين شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرين فرصت براي گفتگو با او استفاده كند. دختر حقيقتاً از زيبايي به فرشته ها شباهت داشت، ولي ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسي از اندوه به درد آمد. موسي پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساري پرسيد:
- آيا مي دانيد كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته مي شود؟

دختر در حالي كه هنوز به كف اتاق نگاه مي كرد گفت:
- بله، شما چه عقيده اي داريد؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9:37  توسط سجاد صادقی آرانی | 

اين هم سندي بر فعاليت هاي آران و بيدگل در حمايت از رهبري و مقابله با ظلم از آغاز

قیام مردم آران به روايت اسناد (مركز اسناد انقلاب اسلامي)

موضوع سند:

مکاتبه ساواک تهران با ریاست ساواک و اداره کل سوم ساواک در خصوص برکناری مسلم علیجان زاده ( کارشناس شهرداری آران ) توسط بخشداری آران و گزارش جامع فرماندهی هنگ ژاندارمری قم درباره وقایع 15 خرداد در شهرستان کاشان و حوزه استحفاظی گروهان مذکور ( 238-242 )

نمايه آزاد:

شهرها و شهرستانها مجروحین نامهای اشخاص مجرمین توقیف خسارات و خرابیها بهاییان تعطیل کارخانه ها کارگران

اماکن:

میدان فیض ، کاشان

احزاب، سازمانها و مطبوعات:

اشخاص:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 14:1  توسط سجاد صادقی آرانی | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:54  توسط سجاد صادقی آرانی | 

این هم نتیجه یه لحظه غفلت

خدا به خیر گردون....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:15  توسط سجاد صادقی آرانی | 

نگرانی فقط درباره ی دو چیز است :سلامتی یا ناخوشی .

اگر سلامت هستید جای نگرانی نیست .اما اگر مریض هستید تنها باید نگران دو چیز باشید:خوب شدن یا مردن .

اگر خوب شوید جای نگرانی  وجود ندارد .اگر بمیرید تنها باید نگران دو چیز باشید:به بهشت رفتن یا به جهنم رفتن.

اگر به بهشت بروید جای نگرانی وجود ندارد .اما اگر به جهنم بروید آنقدر باید با دوستان قدیمی خود احوالپرسی کنید که وقتی برای نگرانی نمی ماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 14:17  توسط سجاد صادقی آرانی | 
آقای تریسی در طی سی سال به هشتاد کشور دنیا سفر کرده است تا دلایل حقیقی این پرسش را بیابد که چرا وقایع به صورتی که هستند اتفاق می افتند ؟.
او پاسخ ها را به صورت قوانینی خلاصه کرد ، که سال های زیادی است در دنیا افراد مختلف با بکار گرفتن این اصول و قوانین به موفقیت و خوشبختی ، در زندگی خود رسیده اند

قانون ها....

(داخل پرانتز بگم کتاب های برایان تریسی عالی هستش وقت کردین حتما بخونین و عمل کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 23:20  توسط سجاد صادقی آرانی | 

عقرب

سلام . گفتم یه عکس بزارم از آب خوردن عقرب هام.............

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:49  توسط سجاد صادقی آرانی | 
مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه ی مرغی گذاشت.عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگیش،او همان کار هایی را انجام داد که مرغ ها می کردند،برای پیدا کردن کرم ها و حشرات ،زمین را می کندو قد قد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار ،کمی در هوا پرواز می کرد.

سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد                                           .

روزی پرنده بل عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید.او با شکوه تمام با یک حرکت جزئی بال های طلاییش بر خلاف جریان باد پرواز می کرد.

عقاب پیر ،بهت زده نگاهش کرد و پرسید:"این کیست؟"

همسایه اش پاسخ داد:"این یک عقاب است سلطان پرندگان.او مطعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم."

عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد.زیرا فکر می کرد یک مرغ است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:47  توسط سجاد صادقی آرانی | 
        من اناري را                                                                      
مي كنم دانه                                        
         و به دل مي گويم:                  
                       خوب بود اين مردم
                                                   دانه هاي دلشان
                                                                            پيدا بود
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 13:9  توسط سجاد صادقی آرانی | 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 8:12  توسط سجاد صادقی آرانی | 

دیروز سالروز فتح خرمشهر بود .فتح خرمشهر عملیات بیت المقدس

 و ... همه وهمه یاداور خاطرات دلاور مردانیست که جان خود را

برای حفظ ارزش هایی که اکنون کمتر مورد توجه قرار می گیرد در

طبق اخلاص گذاشتند.

یاد و خاطره همه شهیدان مخصوصا

دایی گلم شهید محمد امینیان زنده باد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:13  توسط سجاد صادقی آرانی | 

تا کی در انتظار گذاری به زاریم

باز آی بعد از این همه چشم انتظاریم

 

دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز

 جانسوز بود شرح سیه روزگاریم

 

بس شکوه کردم از دل نا سازگار خود

دیشب که ساز داشت سر سازگاریم

 

شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد

چشمی نماند شاهد شب زنده داریم

 

شرمم کُشَد که بی تو نفس می کشم هنوز

تا زنده ام بس است همین شرم گساریم

 

تا هست تاج عشق تو بر سرم ای غزال

شیرین بود به شهر غزل شهریاریم



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 23:12  توسط سجاد صادقی آرانی | 

این هم تعدادی از عکس های کویر مرنجاب با حال و هوایی متفاوت تر از گذشته

لحظه هایی که به ندرت در کویری به این پاکی به چشم می خورد.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:46  توسط سجاد صادقی آرانی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
پیوندها
شیمی 2 و 3 دبیرستان
آخرین صدا
آشنای دیروز
آرانی
پسر آرونی
ورزش سلامتی
راز آینه
دختران کویر
آرونی
آرونی با صفا
طاووس بهشت
آراني
آرانی 2
آرزو
TBKخبرگزاری کویر
مدرسه ي اميد
بچه هاي كوير(نسل سومي)
شب هاي مرنجاب
ناگفته هاي دفاع مقدس
هرزگاه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان