داری.شاید واسه خیلی ها اصلا فکر کردن به این موضوع سخت باشه ولی من چند وقته که .........

بشین چند دقیقه خودت فکر کن.می میری!!!!حالا به هردلیلی .تصادف بیماری یا اصلا الکی مییفتی می میری
چون قراره که بری و دکتر پژوهانی هم وجود نداره که به دستور الیاس بیاد تو را نجات بده.بالاخره کاری از
دست هیچ کس هم بر نمی یاد .حالا اون ساعت های اول را تصور کن . همه اطرافیان ناراحت حالا چه
واقعی اطرافیان ناراحت حالا چه واقعی چه از روی مکر و حیله . می ری بیرون می بینی می گن فلانی هم
مرده .به یه ساعت نکشیده تو این شهر ما کل نود هزار تا جمعت می فهمند.خب می رسه روز
بعد واسه تشیع جنازه .حالا بگزریم که این وسط تو حرف های اونا رو می شنوی ولی اونا نه. اصلا توجهی
به تو نمی کنند.خدا نکنه که دیگه آدم پر حرفی باشی و توقعی . چون هر چی باهاشوون حرف می زنی
هیچکی به حرفات گوش نمیده
و حتی کسی نگاهت هم نمی کنه.هیچ چیز بدتر از این نیست که حرف بزنی و کسی توجهی به تو نداشته
باشه...بگذریم .رسیدم تو تشیع جنازه مردم بلندت می کنن "لا اله الا الله" از اون بالا داری نگا می کنی
.اکثر دوستا و آشنا ها رو می بینی . اگه شلوغ هم باشه که چه قدر رو به رو دوستاد کلاس میزاری ولی
حیف که اونا اصلا متوجه نمی شن 
خب تموم شد . رسیدیم .میگذارنت زمین .یه نمازومی برنت خونه جدید.می بینی نه شوخی نیست یه قبری را
واست کندن اساسی.حالا خدا کنه این قبر کنه صبحانه خورده باشه که حال داشته باشه این قبرو یه کم
بزرکتر .......
می برنت پایین .میبینی یکی داره تو را تکان می ده یه چیزایی واست می گه و ازت می خواد که همه را
بفهمی .خدایی نمی شه .حد اقل اگه از قبل تمرین کرده باشی باز می شه یه فکرایی کرد.کم کم می بینی داره
خونه تاریک میشه .دارن در خونتو می بندند .مدام اشاره می کنی که که این جا تاریکه تنگه ... ولی کسی
اصلا ......خب تموم می شه خاک رو می ریزن و تمام . همه میرن میشی تنهای تنها 
از اینجا دیگه فقط تو هستی و لطف خدا.........
خب اولین شب جمعه حال می کنی باز همه امدن دارن واست خیرات می کنن

یه چند هفته این کار ادامه داره .هر شب جمعه منتظر دوست و آشنا می شی که بیان سراغت .ولی هفته به
هفته از تعدادشون کم می شه بالاخره اونام زندکی کار مشکلات دارن ...دیگه رفیق داشتی با معرفت شاید
هر وقت گزرش به اون طرف ها افتاد یه فاتحه واست بخونه.کم کم همین طور از تعدادشون کم می شه .سال
اول .سال دوم همینطور سالها میگذره تا وقتی اون تک و توک افرادی هم که می یومدن سراغت همه می
شن مثل تو .
همین .حالا چه خوبه آدم واسه خودش یه چیزایی خوب را به یادگار بزاره .حالا هر چی از اخلاق نیکو گرفته
تا هر چیز خوبی که به ذهنتون می خوره .........
همین که وقتی یه جایی یادی از ما بشه همین که بگن خدا بیامرزدش آدم خوبی بود تو اون دنیا خیلی به
دردمون می خوره .بیاییم از امروز شروع کنیم خوش اخلاق و خوش برخورد باشیم. چون مهمترین چیزی
که از افراد در ذهن یکدیگر می مونه طرز برخورد اونهاست .چی میشه .خرجی که واست نداره یه کم خوش
اخلاق باش .احترام همه رو بگیر و........خوب بسه دیگه خیلی سرتون را درد آوردم به قول بعضی ها
که میگن تو فقط می گی ولی .......اما تمام سعی خودم را می کنم که ...........
انشا اله که خدا ما را بیامرزه
امروز می خوام در مورد برنامه ریزی واستون بگم که چقدر تو زندگی مهمه.اکثر ما یه زندگی روزمره
داریم.که اگه به غیر این کارهامون یه کار دیگه اضافه بشه واسه اکثرمون اون روز روزه بدی می شه
چون ما تو زندگی به غیر اون کارهای روزمره جایی واسه کارای دیگه قرار ندادیم.ولی اگه یه برنامه ریزی
داشته باشیم اون وقته که می شه ..................یه کاری که تو برنامه ریزی مهم هست نوشتن اونه .شما
می تونید یه چند روز امتحان کنید .سخته ولی خیلی چیزا واسه خودتون روشن می سه .می بینید که چقدر
وقت سوخته دارید .اون وقت کلی وقت اضافه می یارید و همه کارها به موقع و در سر جای خودش انجام
میشه و آدم یه حسی خوبی بهش دست میده و کلی هم هم عصابش راحته.حالا این حرفهای من اگه موافق یا
مخالفید منتظر نظراتتون هستم