تبليغاتX
آران و بیدگل دروازه کویر ایران

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم

احساس سوختن به تماشا نمی شود

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:3  توسط سجاد صادقی آرانی  | 

یه چیزی که چند وقت ذهن من رو به خودش مشغول کرده به موقعیت و مکانی که هر شخص تو جامعه

داره .تا حالا فکر کردی به جای خانواده ای که زندگی می کنی یا جایی که هستی در مکانی دیگر و خانواده ی

 دیگری بودی . تا حالا به ذهنت خطور نکرده تو یه خانواده پولدار تو یه جای خوب زندگی کنید و .....اگه تو

یه کشور دیگه به دنیا می یومدیم دین باباو مامان اسلام بنود آیا خودمون می رفتیم دنبال کاملترین دین یا مثل

حالا که به صرف اینکه پدر و مادر مون مسلمان بودند فقط داریم کارهایی رو به عنوان مسلمان بودن انجام

می دهیم ولی از علتش بی خبریم.من تو این چند

ماهه که داریم کار پروژه چاه نفت رو انجام می دیم یا خیلی ها سرو کار داشتم از کارگر و استاد .مهندس و

تکنسین و.... حالا اگه بیای بعضی وقت ها خودت رو یه جای هر کدوم از اون ها بزاری .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 21:59  توسط سجاد صادقی آرانی  | 

با سلام . خيلي وقت بود از بس سرم شلوغ بودنرسيدم واستون مطلب هاي جالب بزارم ولي امروز يه اتفاق خيلي مهم افتاده كه حتما بايد مي گفتم.خب بزارين از اول بگم.امروز طبق معمول رفتيم لوكيشن گوشي همراه رو گذاشته بودم تو كانكس. تا بعد از ظهر.البته چند بار برداشتم واسه اينكه مي خواستم زنگ بزنم به استاد محمدي واسه يكي سفارش كنم. حالا اين موضوع را بعد واستون مي گم..
خب امروز كارو زود تعطيل كرديم چون آقا هادي مي خواست بره دانشگاه نمره هاشو و ... ببينه .داشتيم برمي گشتيم كه ديديم يکی از ماشينا تو جاده مونده و احسان داره راهنماييش مي كنه كه چه جوري بياد بيرون كه حالا چقدر اين راهنمايي هاش دورسته كه خدا مي دونه .فقط اينو بگم احسان فقط 5 دقيقه رفت با يه راننده صحبت كنه ماشينه امد بيرون .حالا بريم سر موضوع اصليمون كه گوشيم بود يه نگاه كردم انگار پيام كوتاه واسم امده بود
محمد صادق اوليش بود كه گفته بود كليپ رو چه كردي و اما بعديش كه واسم تعجب آور بود يه خورده عليرضا بود
sms زده با اين عنوان...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 20:40  توسط سجاد صادقی آرانی  | 

 

Search Engine Submitter