تبليغاتX
آران و بیدگل دروازه کویر ایران
داستان دلنشین رقص هزار پا ٬ حاکی از سیلان طبیعی هنر یک

هنرمند  است .  که ناخود آگاه و بی اراده بروز میکند . باهم بخوانیم :

 هزار پایی بود که با وجود آنهمه دست و پایش زیبا و موزون می رقصید!

 هنگامی که او می رقصید همه حیوانات جنگل ٬     دور او جمع شده و

مجذوب رقصش میشدند !  تنها قورباغه بود که از این همه زیبائی و هنر

 رشک میبرد و حسودی میکرد

   قورباغه با خود اندیشید که چگونه میشود جلوی رقصیدن هزار پا گرفت !

 دلش میخواست کاری کند که هزار پا دیگر نرقصد اما صریحا نمیخواست

 بگوید که از رقص هزارپا متنفر است ٬    حیوانات جنگل حرف او را نمی

 پذیرفتند . چون همه رقص او را دوست داشتند !

 بهمین خاطر نقشه شیطانی طرح کرد  :    قورباغه نامه ای برای هزارپا

 نوشت باین مضمون :

 ای هزارپای بی مانند من یکی از دوستداران رقص زیبای تو هستم ٬  و

 دوست دارم رقصیدنت را یاد بگیرم ٬   بارها با دقت به رقصیدنت توجه و

 دقت کرده ام اما هنوز نفهمیده ام که ٬    آیا اول پای شماره ۲۲۸ را بلند

  میکنی ؟   بعد پای شماره ۵۹ یا اول با پای شماره ۲۶ رقص را شروع

  کرده و بعد با پای ۴۹۹ ؟    خواهش میکنم جواب سئوالم را بنویس !!!

                                            دوستدار همیشگی تو  ٬ قورباغه

   هزار پا بعد از خواندن نامه به این فکر افتاد که واقعا چگونه می رقصد ؟

  و ترتیب حرکت پاهایش چطوریست ؟

  و از آن پس هزارپای بیچاره دیگر هیچ وقت نتوانست برقصد !    زیرا او

 مجبور شد به چیزی فکر کند که هرگز فکرش را نکرده بود

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 17:31  توسط سجاد صادقی آرانی  | 

گفتم چند تا عکس از محل کارمون بزارم ..........

آران و بيدگل

باقيش تو ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 7:17  توسط سجاد صادقی آرانی  | 

 

Search Engine Submitter